بلاگ

مقالات روانشناسی

Untitled-5.jpg

گل، علف یا ماری‌جوانا بین جوان‌‌ها و طرفدارانش به ماده‌ای مشهور است که باعث سرخوشی و بالابردن کارایی مغز می‌شود. اما از عوارض اعتیاد به گل چه می‌دانیم؟ آیا این گیاه آن‌طور که خیلی‌ها تصور می‌کنند، بدون آسیب‌رساندن به بدن تنها ساعت‌هایی حال را خوش می‌کند و بعد زندگی به روال سابق برمی‌گردد؟به عبارت دیگر بهایی که برای این سرخوشی می‌پردازیم چه‌قدر است؟
در این مقاله به بررسی عوارض و علائم استفاده از گل میپردازیم.واقعیت این است که این‌روزها ممکن است همکار بغل‌دستی‌مان گل مصرف کرده باشد و ما حتی متوجه نشویم و همین محسوس‌نبودن تغییر رفتار می‌تواند امن‌بودن این ماده را که در بسیاری کشورها به عنوان ماده‌ای مخدر شناخته می‌شود توجیه کند.گاهی وقت‌ها هم برعکس تغییر خلق‌و‌خوی نزدیکان‌ و دوستان‌مان محسوس است و ممکن است به چیزی شک کنیم و دنبال علت بگردیم. باور عمومی این است که گل اعتیادآور نیست و به همین دلیل افراد با احتیاط کم‌تری سراغ این ماده می‌روند. در این مطلب می‌خواهیم درستی این باور را با هم ببینیم.اثر گل(علف) بر روح و جسم

این ماده در دسته‌ی مواد روان‌گردان قرار می‌گیرد و با اثرگذاشتن بر سیستم عصبی و گیرنده‌های مغز سرخوشی ایجاد می‌کند. چنددقیقه‌ی اول مصرف گل ضربان قلب و دوپامین زیاد می‌شود و آن حس سرخوشی معروف و آرامش بعد از مصرف گل ظاهر می‌شود. کمی که می‌گذرد فرد معمولا در خودش فرو می‌رود و این همان زمانی است که فعالیت‌های فکری و مغزی سرعت‌شان زیاد می‌شود.

این‌جا ممکن است توهم هم به وجود بیاید و فرد چیزهایی را تصور کند که واقعی نیستند. زمان برای بعضی‌ها سریع‌تر می‌گذرد و برای برخی هم چند دقیقه به اندازه‌ی ساعت‌ها طول می‌کشد. چند ساعت بعد از مصرف است که گرسنگی و خستگی خودش را نشان می‌دهد و سرخوشی ممکن است از بین برود و فرد دیگر به حالت عادی خود برمی‌گردد.

مصرف-گل

این حالت‌ها برخی عوارض فیزیکی مانند قرمزی چشم، افت فشارخون، خشک‌شدن دهان، بالارفتن ضربان قلب و… را به دنبال دارند. حساسیت فرد نسبت به محرک‌های بیرونی زیاد می‌شود و به عنوان مثال صداها بلندتر از دامنه‌ی واقعی‌شان شنیده می‌شوند، ممکن است حافظه‌ی کوتاه‌مدت او دچار اختلال شود و در حرف زدنش نیز مشکلات کوچکی رخ دهد.

وابستگی و اعتیاد به گل

مصرف گل زمانی به اعتیاد تبدیل می‌شود که باوجود تمام عوارض آن، فرد نتواند از مصرف دست بکشد. پس برخلاف باور عمومی، اعتیاد به این ماده وجود دارد و غیرممکن نیست و اگر گمان می‌کنید تنها با مصرف گل است که رفتاری طبیعی دارید، شما به آن اعتیاد دارید یا در شکل بهتر به آن وابسته‌اید.

اعتیاد با وابستگی شروع می‌شود و با مصرف‌نکردن یا ترک گل نمودهایی در زندگی افراد پیدا می‌کند. وابستگی یعنی این‌که مغز به گل عادت می‌کند و با نبودن آن، برخی فعالیت‌هایش با اختلال مواجه می‌شود؛ تحریک‌پذیری بالا، تغییر حال، مشکلات خواب، افزایش اشتها یا بی‌اشتهایی، خستگی و… اما این فقط وابستگی است و اعتیاد تعریف دیگری دارد؛ اعتیاد زمانی رخ می‌دهد که ماده‌ی مخدر (روان‌گردان) تغییراتی در مغز ایجاد کند و برخی از عوارض گفته‌شده به ویژگی‌های ثابت رفتاری فرد تبدیل شود.

استفاده‌ی مداوم از گل و مواد مشابه می‌تواند ریسک ابتلا به افسردگی را افزایش دهد و در بیماران دوقطبی نیز مشکل‌ساز شود.

 

با پاسخ به این پرسش‌ها می‌توانید احتمال اعتیاد به گل را در خود یا دیگران مشخص کنید:

  •  آیا بدن‌تان به تاثیر گل مقاوم شده و برای رسیدن به سرخوشی باید مصرف زیادی داشته باشید؟
  •  آیا با ترک گل عوارضی مانند افسردگی، تهوع، میل شدید به کشیدن گل، لرزش، سردشدن ناگهانی بدن، عرق‌کردن یا مشکلات مربوط به خواب سراغ‌تان می‌آید؟
  •  آیا بیش از چیزی که قصدش را دارید، گل می‌کشید؟

مثبت بودن پاسخ این پرسش‌ها یعنی شما ممکن است در مسیر اعتیاد به گل قرار داشته باشید و باید به مغزتان فرمان دهید وسوسه‌ی کشیدن گل را فراموش کند.

 

تیم کارشناسی سامانه مشاور آنلاین «مشورت» می‌تواند شما را با یک کلیک به مشاور وصل کند. ما در «مشورت» باور داریم حق هر کسی‌ست که امکان مشاوره‌ی امن، راحت و با قیمت مناسب را داشته باشد.
اگر شما هم می‌خواهید از شر فکرهای آزاردهنده و مشکلات فکری راحت شوید، همین الان اپلیکیشن موبایل را نصب کنید. یا از نسخه‌ی وب آن استفاده کنید و به یکی از مشاوران آنلاین «مشورت»‌ وصل شوید.
همین حالا مشاوره رایگان را شروع کنید

getty_623298094_356421-1200x557.jpg

سیر سرد‌شدن رابطه عاشقانه را همه می‌شناسیم. رابطه‌مان را با محبت زیاد آغاز می‌کنیم و با گذشت زمان این عشق کم‌رنگ و سپس ناپدید می‌شود. دیگر کارمان اولویت بیشتری دارد؛ وقتی شریک‌ زندگی یا کسی که دوستش داریم سخن می‌گوید تلفن همراه‌مان را چک می‌کنیم و گاه ممکن است دل‌مان نخواهد بشنویم روزش را چطور گذرانده‌ است.

حمله پانیک چیست؟

حمله پانیک عموما با بروز احساس ترس و وحشت‌زدگی و علائم جسمانی ناشی از راحت نبودن رخ می‌دهد. حمله پانیک جزء اختلالات روانی طبقه بندی نشده اما معمولا جزء بخشی از بیماری روانی و یا شرایط و وضعیت پزشکی شناخته شده است.

حمله پانیک یک شتابزدگی شدید ناشی از وحشت و اضطراب می‌باشد که فرد در طول رخداد آن به طور مدام احساس خطر می‌کند. این شرایط در حالی اتفاق می‌افتد که تقریبا هیچگونه عامل خطرزایی وجود ندارد و هیچ خطری فرد را تهدید نمی‌کند.

 

حمله پانیک به طور معمول به دو نوع قابل پیش‌ بینی و غیرمنتظره رخ می‌دهد که در ادامه به تفصیل به آن‌ها خواهیم پرداخت. ما ابتدا در این مقاله به انواع حمله پانیک پرداخته و سپس به علائم آن رجوع می‌کنیم.

What-is-Panic-Disorder-722x406.jpg

هریک از ما احتمالا در طول عمرمان یک یا دوبار گرفتار حمله پانیک شده‌ایم اما برخی افراد به دفعات بیشتر دچار این نوع حمله شده و گرفتار آن هستند. از این رو، برخی راه‌های کنترل و شیوه‌های درمان به این افراد کمک بسزایی خواهد کرد.پزشکان به طور کلی، این افراد را با کمک روان‌درمانی و تجویز دارو درمان می‌کنند. هرکدام از این راه‌ها به زمان نیاز دارد اما وقتی افراد به طور مداوم و از روی برنامه پیگیر درمان شوند، از آرامش خاطر برخوردار شده و تقریبا هیچگونه مشکل ابدی آن‌ها را تهدید نمی‌کند.
1497878581_panik-bozukluk-2.jpg

حمله پانیک نوعی حمله عصبی غیرمترقبه ناشی از هراس و اضطراب شدید می‌باشد. علائم فیزیکی رخ داده طی حمله پانیک درست به همان اندازه علائم
عاطفی فرد را سردرگم می‌کند. اینجا به چگونگی کنترل حمله پانیک اشاره میکنیم.بسیاری از افراد مبتلا به حمله پانیک دچار تنگی نفس، تعریق بیش از حد، رعشه و افزایش ضربان قلب می‌شوند.

 

و برخی از افراد با درد در ناحیه قفسه سینه احساس مسخ واقعیت را تجربه می‌کنند.گاها افراد دچار حمله پانیک این وقایع را به سکته تشبیه می‌نمایند. حمله پانیک ممکن است برای فرد وحشت‌زا باشد اما ما در این مقاله سعی بر ارائه راه‌های جلوگیری حمله پانیک داریم تا فرد در طول ابتلا و یا احساس ابتلا آن را متوقف کند.

وقتی روزهای قبل از ازدواج را که پر از کادو و گل و شکلات است، پشت سر می‌گذاریم و جشن عروسی هم به‌پایان می‌رسد،‌ مشکلات زندگی زناشویی یکی یکی سر راه‌مان سبز می‌شوند و اینگونه مشکلات زوج‌های جوان بعد از یک دوره رابطه‌ی پراحساس شروع می شود . آنها تصور می‌کردند هیچ عشقی در دنیا به بزرگی و محکمی عشق آنها نیست،‌ حالا ممکن است سر مسائل جزیی با هم بحث و دعوا کنند و از آینده ناامید شوند.می‌خواهیم بگوییم این اتفاق‌ها غیرطبیعی نیست و فقط برای شما رخ نمی‌دهد. خوبی‌اش این است که مشکلات اول زندگی راه‌حل‌ دارند و با کمی درایت و صبوری می‌توانید به‌سوی رابطه‌ای محکم و پر از عشق پیش بروید. ببینید مشکلات اول ازدواج کدامند و باید چه کار کرد.یک- افسردگی بعد از ازدواج:

معمولا زوجهای جوان در روزهای پیش از برگزاری جشن عروسی آنقدر کار و دغدغه دارند و درگیر برنامه‌ریزی جشن می‌شوند، که وقتی به ماه عسل می‌رسند حسابی خسته‌‌اند. آن‌همه زحمت برای چند ساعت جشن بوده و ممکن است احساس سرخوردگی کنند، که طبیعی هم هست. اما باید به خاطر داشته باشید چیزی به پایان نرسیده و این‌ تازه شروع زندگی دونفره‌ی شماست!

دو- اولین گام بعد از ازدواج:

اولویت در زندگی مشترکی که تازه شروع شده، تازه و رمانتیک نگه داشتن رابطه است. قرار نیست همه‌ی دوست‌‌دارم‌ها یک شبه به‌پایان برسند و زندگی روزمره‌ی خسته‌کننده‌ای را شروع کنید. پس همانقدر که در گذشته با احساس و مسوولیت برخورد می‌کردید، اکنون بیشتر محبت و حمایت کنید.

سه- برنامه‌ریزی:

برای سال اول زندگی‌تان برنامه‌ریزی کنید،‌ برای همه چیز. لازم است هوای دخل‌وخرج‌تان را داشته باشید و درآمد‌تان را به‌درستی تقسیم‌بندی کنید. قرار است آخر هفته‌ها و تعطیلات را چگونه بگذرانید؟ برای سفر،‌ دورهمی‌ها و گشت‌وگذار برنامه داشته باشید و پول اختصاص بدهید. یک کار مهم دیگر هم دارید، باید یاد بگیرید چطور با اختلاف‌های‌تان کنار بیاید. آخر شما دو نفری هستید که تازه هم‌خانه شده‌اید.

برنامه-ریزی

 

چهار- آشکار شدن اختلاف‌ها:

مشکلات زیادی در کمین زوج‌های جوان است.. بعضی‌ها بلد نیستند چطور از زندگی روزانه‌شان لذت ببرند. بعضی دیگر از هر گونه اختلاف و دلخوری می‌ترسند. گاهی توقع‌های غیرمنطقی از همسر و ازدواج کار دست‌شان می‌دهند. بعضی‌ زوجها زیادی به خانواده‌شان وابسته هستند و بعضی دیگر بلد نیستند برای طرف مقابل‌شان احترام قائل شوند و در تصمیم‌ها و کارها او را شریک کنند.

پنج- حل کردن اختلاف‌ها:

بهتر کار این است که صادقانه با همسرتان صحبت کنید. لازم است نگرانی‌های‌تان را بدون سرزنش مستقیم با او درمیان بگذارید. با احترام برخورد کنید و با محبت صبحت‌تان را شروع کنید. برای مثال می‌توانید بگویید: «فکر می‌کنم هر دو ما داریم تلاش می‌کنیم در زندگی مشترک خودمان را پیدا کنیم.» راه‌حل‌هایی را پیدا کنید که هر دو نفر با آن موافق باشید. اگر لازم است به مشاوره فکر کنید. گاهی مشورتبا متخصصان کمک می‌کند خشت‌های اول زندگی را صاف و در جای درست بگذارید.

شش- رابطه با خانواده همسر:

یکی از مشکلات زوج‌های جوان در اول ازدواج، شکل دادن رابطه با خانواده‌ی همسر است. بهترین کار این است که پیش‌داوری نکنید و بپذیرید که از الان به بعد خوش‌تان بیاید یا نه، آنها خانواده‌ی شما هم هستند. این را هم درنظر بگیرید که همسر شما هیچ دستگاه کنترلی در دستش ندارد که بتواند رفتار فامیل و دوستانش را کنترل کند یا تغییر بدهد. او مسوول آن‌چه خانواده‌اش می‌گویند، نیست. خوب است گاهی آنها را به‌ خانه‌تان مهمان کنید، در هفته به همسرتان یادآوری کنید به خانواده‌اش تلفن بزند، دوستانه و با محبت رفتار کنید.

 

یادتان نرود اگر ازدواج محکمی می‌خواهید، باید رابطه‌ی محکمی با هر چه به شما دو نفر مربوط می‌شود، برقرار کنید. این را هم بگوییم که اگرچه سال‌ اول زندگی سخت‌ترین دوره‌ی زندگی مشترک هستند، اما باید بدانید دلپذیرترین روزهای زندگی را می‌گذرانید. هر روز چیزهای تازه‌ای درباره‌ی هم کشف می‌کنید، عادت‌های همدیگر را یاد می‌گیرید و بهتر می‌توانید منظورتان را منتقل کنید. در همین روزهاست که پایه‌ی زندگی مشترک آینده را با هم می‌سازید. پس لذتش را ببرید.

تیم کارشناسی سامانه مشاور آنلاین «مشورت» می‌تواند شما را با یک کلیک به مشاور وصل کند. ما در «مشورت» باور داریم حق هر کسی‌ست که امکان مشاوره‌ی امن، راحت و با قیمت مناسب را داشته باشد.
اگر شما هم می‌خواهید از شر فکرهای آزاردهنده و مشکلات فکری راحت شوید، همین الان اپلیکیشن موبایل را نصب کنید. یا از نسخه‌ی وب آن استفاده کنید و به یکی از مشاوران آنلاین «مشورت»‌ وصل شوید.
همین حالا مشاوره رایگان را شروع کنید

psychiatrist-istock-vadimguzhva-20180409-Copy.jpg

ممکن است رفتن پیش روانپزشک برای‌مان سخت باشد و ندانیم چه مسائلی را باید به روانپزشک بگوییم. مطرح کردن خصوصی‌ترین مسائل و مشکلات درحضور کسی که او را نمی‌شناسیم، اضطراب‌آور به‌نظر می‌رسد. از طرف دیگر ما به‌تنهایی نمی‌توانیم مشکلات ذهنی‌مان را حل کنیم و گاهی واقعا لازم است به متخصص مراجعه کنیم.بیماری‌هایی مثل افسردگی، اختلال دوقطبی یا اختلال وسواس فکری-عملی نیاز به درمان دارند. بعد از برداشتن قدم اول و تعیین وقت پزشک، از خودمان می‌پرسیم حالا به روانپزشک چه بگوییم، چه اطلاعاتی را باید با او درمیان بگذاریم و تا کجا باید زندگی شخصی‌مان را در مطب فاش کنیم.
Narcissistic-1.jpg

غم‌انگیز است دانستن این‌که شما به اندازه‌ای که فکر می‌کنید برای شریک زندگی‌تان اهمیت ندارید. تنهایی در حین باهم‌بودن از بدترین حس‌ها در هر رابطه‌ای است. اگر شریک زندگی‌تان یا کسی که با او رابطه دارید همه‌ی حواسش به خود و دنیای خودش است، باید بگوییم در وضعیت بدی قرار گرفته‌اید . باید بدانید با همسر خودشیفته‌ی خود چگونه رفتار کنید
خودشیفته‌ها خودشان در مرکز زندگی‌ خود قرار دارند و اولویت‌شان خودشان است. آنها به دنبال برآورده کردن نیازهای خودند و می‌توانند به راحتی تمام افراد دور و برشان حتی شمارا نادیده بگیرند. اما این جا پایان دنیا نیست و باید بدانید که می‌توانید با شریک خودشیفته‌تان کنار بیایید.

ویژگی‌های‌ افراد خودشیفته

مهم‌ترین ویژگی افراد خودشیفته:

  • به شدت خود را تحسین می‌کنند،
  • ظاهرشان را دوست دارند
  • دل‌شان می‌خواهد دیگران هم نظر مثبتی درباره‌ی ظاهر و رفتارشان داشته باشند
  • خودشیفتگی در مسیرش به خودخواهی، تحقیر، حسادت و فخرفروشی می‌رسد
  • خودشیفته‌ها مدام از خودشان حرف می‌زنند
  • دل‌شان می‌خواهد در جمع‌های دوستانه و خانوادگی در مرکز توجه باشند و همه چیز به آنها بربخورد

 

گاه در برخورد با همسر خودشیفته‌تان گمان می‌کنید که با یک کودک مواجه شده‌اید. خودشیفتگی انواع مختلفی دارد که تشخیص آن برعهده‌ی روانکاو است.

:این‌جا قصد داریم برخی روش‌های کنار آمدن با همسرخودشیفته را با هم ببینیم.

یک- تسلیم تاکتیک‌های جلب‌توجه شریک‌تان نشوید:

به خودتان بگویید که واقعا نیاز دارید زمانی برای خود و کارهایی که دوست‌شان دارید، داشته باشید و قرار نیست تمام روزها و لحظه‌ها مطابق میل او بگذرد. شما نباید هدف‌هایتان را از دست بدهید و بگذارید زیر سایه‌ی خودشیفتگی کسی که دوستش دارید مدفون شوند.

دو- خودتان را قوی کنید:

به خودتان یادآوری کنید که فرد فوق‌العاده‌ای هستید، می‌توانید دوست داشته باشید و تصمیم‌های عاقلانه بگیرید. هر روز به خودتان بگویید که شما شایسته‌ی عشق، احترام و تحسین هستید. لباس‌های خوب بپوشید و بهترین چیزها را برای خود بخرید.

سه- با کسانی که دوست‌شان دارید ملاقات کنید:

شما نیاز به دیده‌شدن دارید و این دیده‌شدن را در فضای دوستان‌تان به دست می‌آورید. بیرون بروید و با دوستان‌تان حرف بزنید و از انرژی مثبت آنها استفاده کنید.

چهار- تغییر به تدریج رخ می‌دهد:

به یاد داشته باشید که نمی‌توانید رفتار شریک زندگی‌تان را یک‌مرتبه تغییر دهید و برای این کار به زمان نیاز دارید. حتی ممکن است این تغییر هیچ‌گاه رخ ندهد.

پنج- از متخصصان کمک بگیرید:

از آن‌جایی که برخی از خودشیفته‌ها اعتمادبه‌نفس پایین و حس خودکم‌بینی عمیقی دارند، تشخیص این‌ نکته که ممکن است به متخصص نیاز داشته باشند مسئله‌ی مهمی است و شما به عنوان شریک زندگی بهترین فرد برای بررسی این مسئله‌اید.

شش- قوه‌ی طنزتان را از دست ندهید:

بهتر است گاهی به بلوف‌های همسر خودشیفته‌تان بخندید. کافی است بدون این‌که جدی باشید و بی‌رحمی از خود نشان دهید، با مطلبی طنز نادرست بودن حرف و استدلالش را به او گوشزد کنید و اطمینان داشته باشید در درازمدت تاثیر خوبی رویش می‌گذارید.

 

تیم کارشناسی سامانه مشاور آنلاین «مشورت» می‌تواند شما را با یک کلیک به مشاور وصل کند. ما در «مشورت» باور داریم حق هر کسی‌ست که امکان مشاوره‌ی امن، راحت و با قیمت مناسب را داشته باشد.
اگر شما هم می‌خواهید از شر فکرهای آزاردهنده و مشکلات فکری راحت شوید، همین الان اپلیکیشن موبایل را نصب کنید. یا از نسخه‌ی وب آن استفاده کنید و به یکی از مشاوران آنلاین «مشورت»‌ وصل شوید.
همین حالا مشاوره رایگان را شروع کنید

consumer-why-image3-1.jpg

خیلی‌ها تصور می‌کنند بیماری‌های ذهنی برای دیگران اتفاق می‌افتند و این طور مشکلات خیلی نادرند. درحالی‌که آمارها نشان می‌دهد افراد بسیار زیادی به اختلال‌های ذهنی مبتلا هستند. اگر خودتان یا یکی از نزدیکان شما اختلال و مشکلات ذهنی و عاطفی دارد، نگران نشوید؛ چون می‌توانید از روانپزشک کمک بگیرید. بیماری‌های ذهنی در فکر یا رفتار فرد رخ می‌دهند و باعث می‌شوند در زندگی روزمره‌اش دچار مشکل شود. بعضی از این بیماری‌ها متداول‌ترند، مثل افسردگی، اختلال دوقطبی یا شیزوفرنی. علت این بیماری‌ها ممکن است استرس‌های محیطی، ژنتیک، عدم تعادل مواد بیوشیمیایی در مغز یا ترکیبی از این‌ها باشد. اگر نشانه‌های اختلال‌های ذهنی را احساس می‌کنید، به روانپزشک یا روانشناس نیاز دارید. ببینیم این نشانه‌ها کدامند.

حالات روحی نشاندهنده ی نیاز به روانپزشک

 

تغییر ناگهانی:

خلق و خوی‌تان ناگهان تغییر می‌کند. روانپزشک‌ها نوسان‌های شدید خلق‌وخو را نشانه‌ی مشکل می‌دانند. اگر این تغییرات شدید است و در طول چند روز یا هفته مدام تکرار می‌شود، بهتر است با پزشک مشورت کنید.

عملکرد ضعیف تر :

شاید گاهی احساس کنید عملکردتان مثل گذشته نیست و به اندازه‌ی سن و وضعیت سلامت خودتان نمی‌توانید فعالیت کنید.

ناامیدی :

اغلب اوقات احساس غم، ناامیدی و ناراحتی می‌کنید. اگر چه احساس غمگین بودن گاه و بی‌گاه طبیعی‌ست و همه آن‌را تجربه می‌کنند، اگر به مدت طولانی یا به‌شکل دوره‌ای افسرده هستید، جدی بگیرید؛ به‌ویژه اگر نشانه‌ای مثل تمرکز حواس ضعیف، بدخوابی، توان کم بدنی و احساس بی‌ارزشی هم داشته باشید.

اضطراب :

اضطراب یا ترس غیرمنقطی از نشانه‌های چند اختلال به‌حساب می‌آید، مثل اختلال وسواس فکری-عملی، اختلال استرسی پس از آسیب روانی، ‌اختلال اضطراب اجتماعی و فوبیا. اضطراب دائمی می‌تواند بر تندرستی، کیفیت خواب و دیگر کارکردهای روزانه اثر منفی داشته باشد.

یادآوری مداوم تجربه ی تلخ:

یا ضربه‌ی روحی می‌تواند زندگی هر کسی را زیرورو کند. خاطره‌های تلخ و تصویرهایی که ناخواسته به ذهن می‌رسند اغلب باعث می‌شوند فرد در حس و حال بدش ماندگار شود. حتا مسائل بی‌ربط هم می‌توانند این خاطره‌ها را یادآوری کنند و انگار که رهایی از آنها امکان‌پذیر نیست.

تجربه-تلخ

فکر به خودکشی: 

به خودکشی فکر می‌کنید. افسردگی و دیگر اختلال‌های خلق‌وخو باعث می‌شوند فکر خودکشی در سر فرد بیفتد. اگر به خودکشی فکر می‌کنید، بی‌ هیچ تردیدی به کمک روانپزشک نیاز دارید.

روی آوردن به مواد مخدر:

از الکل،‌ مواد مخدر، انواع داروهای بانسخه یا بدون نسخه بهره می‌برید تا دردهای عاطفی‌تان را آرام کنید. بعضی‌ها به کارهایی مثل قمار یا روابط جنسی نامشروع رو می‌آورند و به آن معتاد می‌شوند.

عدم توانایی برای کنترل خشم:

اگر کنترلی روی خشم خود ندارید. خشم، نفرت و عصبانیت مداوم می‌تواند نشانه‌ی اختلال ذهنی باشد. خشم نه تنها توان عاطفی و جسمی را کم می‌کند، اثر منفی بر تندرستی، روابط و وضعیت شغلی دارد. خشم دائمی می‌تواند به خشونت عاطفی و فیزیکی نسبت به دیگران، صدمه زدن به وسایل و خود شخص منتهی شود

ترس‌های غیرمنطقی:

ترس‌های غیرمنطقی دارید که زندگی‌تان را مختل کرده‌اند. این ترس شکل‌های مختلفی دارد، برای مثال تصور می‌کنید کسی شما را دنبال می‌کند یا مراقب شماست، از حیواناتی مثل سگ یا عنکبوت به‌شدت می‌ترسید یا از موقعیت‌های اجتماعی هراس دارید. در چنین مواردی لازم است به روانپزشک مراجعه کنید.

اختلال در غذا خوردن:

تصویری نادرست از بدن خودتان دارید. درحالی‌که وزن متعادلی دارید، فکر می‌کنید خیلی چاق هستید. چنین تصوراتی به اختلال غذا خوردن می‌رسند و در دراز مدت سلامت و حتا زندگی را به‌خطر می‌اندازند.

 

تیم کارشناسی سامانه مشاور آنلاین «مشورت» می‌تواند شما را با یک کلیک به مشاور وصل کند. ما در «مشورت» باور داریم حق هر کسی‌ست که امکان مشاوره‌ی امن، راحت و با قیمت مناسب را داشته باشد.
اگر شما هم می‌خواهید از شر فکرهای آزاردهنده و مشکلات فکری راحت شوید، همین الان اپلیکیشن موبایل را نصب کنید. یا از نسخه‌ی وب آن استفاده کنید و به یکی از مشاوران آنلاین «مشورت»‌ وصل شوید.
همین حالا مشاوره رایگان را شروع کنید

stress-management-1200x800-1-1200x800.jpg

دلشوره و اضطراب از پرسش‌ها و شک‌های کوچک شروع می‌شود و ممکن است به جایی برسد که دیگر پرسش‌ها تمام نشوند؛ اگر در امتحان قبول نشوم چه؟ اگر غذایم خوش‌مزه نشود، چه کار کنم؟ اگر دوشنبه پولم را نگیرم چطور جواب صاحب‌خانه را بدهم؟ اینجاست که باید به فکر کنترل این اضطراب باشیم؟مسئله سر این جمله‌هایی نیست که بیشترشان با «اگر» شروع می‌شود، بلکه بحث بر سر این است که چطور با اضطراب مواجه شویم و مقابلش بایستیم تا ماندگار نشود و تمام وجودمان را تسخیر نکند و بتوانیم از زندگی نهایت لذت را ببریم.

راههای عملی کنترل اضطراب

یک- ورزش: لازم نیست برای المپیک یا ورزش‌های قهرمانی تمرین کنید. ده دقیقه پیاده‌روی روزانه هم می‌تواند حال‌تان را بهتر کند و جلوی هجوم فکرو‌خیال را بگیرد. درست مانند آسپیرینی که برای سردرد می‌خورید، پیاده‌روی و ورزش‌های سبک می‌تواند دلشوره‌تان را از بین ببرد و زمان رسیدن‌شان را به تعویق بیندازد.

دو- باغبانی و گلکاری: گل‌ها برای اضطراب معجزه می‌کنند و حضورشان آرامش‌بخش است؛ به شرط این‌که وقتی از روز را به رسیدگی به آنها اختصاص دهید. به آنها آب بدهید، جایشان را عوض کنید و نوازش‌شان کنیدو بعد به تماشایشان بنشینید.

سه- مدیتیشن: اضطراب نه تنها بر فکر تاثیر می‌گذارد بلکه روی کارایی جسم نیز اثر منفی می‌گذارد؛ ممکن است دست‌هایتان عرق کنند، ضربان قلب‌تان تند شود و گاه به سختی نفس بکشید. مدیتیشن به شما کمک می‌کند روی نفس‌کشیدن‌تان تمرکز کنید و ذهن‌تان را از انوع فکرهای منفی دور نگه دارید. پس از مدتی این قابلیت را پیدا می‌کنید که به محض ورود فکرهای مضطرب‌کننده، آنها را به سرعت از سرتان بیرون کنید. یوگا هم شکلی از مدیتیشن است که برای کاهش دلشوره کمک بزرگی است.

مدیتیشن

چهار- خواب: خواب، باتری مغز است و حس‌و‌حال و تمرکزتان را افزایش می‌دهد؛ وقتی خواب کافی داشته باشید اضطراب کم‌تری سراغ‌تان می‌آید. برای این‌که بهتر بخوابید سعی کنید هر روز سر ساعت مشخصی به رخت‌خواب بروید و پیش از خوابیدن تلویزیون تماشا نکنید، گوشی‌تان را کنار بگذارید و فقط به چیزهایی که دوست دارید فکر کنید.

پنج- فهرست کارها نوشتن: برنامه و تهیه‌ی فهرست کارهایتان قدم بزرگی برای بهبود وضعیت ذهن است. کارهای فوری و همچنین مواردی را که برای انجام‌شان زمان بیشتری دارید، مشخص کنید. این کار به شما کمک می‌کند ذهن‌تان را منظم و بتوانید پروژه‌های بزرگ را به کارهای کوچک‌تر تقسیم کنید و تمرکزتان را افزایش دهید.

شش-دفتر خاطرات روزانه: با نوشتن اتفاقا‌ت روزمره پس از مدتی می‌توانید مواردی را که مضطرب‌تان می‌کنند، مشخص کنید. دورهمی‌های خانوادگی؟ کار؟ کافئین زیاد؟ یا زمان‌های گرسنگی؟ و پس از شناخت آنهاست که می‌توانید برای هرکدام راه‌حلی دائمی پیدا کنید تا اضطراب‌تان به کم‌ترین میزان ممکن برسد.

 

تیم کارشناسی سامانه مشاور آنلاین «مشورت» می‌تواند شما را با یک کلیک به مشاور وصل کند. ما در «مشورت» باور داریم حق هر کسی‌ست که امکان مشاوره‌ی امن، راحت و با قیمت مناسب را داشته باشد.
اگر شما هم می‌خواهید از شر فکرهای آزاردهنده و مشکلات فکری راحت شوید، همین الان اپلیکیشن موبایل را نصب کنید.

یا از نسخه‌ی وب آن استفاده کنید و به یکی از مشاوران آنلاین «مشورت»‌ وصل شوید.
همین حالا مشاوره رایگان را شروع کنید